اژدها:
هم مورد استفاده ی مردها و هم زن هاست. نشان دهنده ی تاثیر ژرف فرهنگ 200 ساله ی ژاپن و چین در تاتوی غرب است.
نمایانگر چهار عنصر آب. آتش. باد و زمین و چهار
جهت جغرافیایی است.
سمبلی از آب، زمین، دنیای زیر زمین و آسمان است. طبیعت پرورش میدهد و ویران میکند درست مانند اژدها
این نمار زاییدهی تخیل بشر است.
در چین سمبلی از قدرت امپراطوری و مافوق طبیعی بودند که در بهشت سکنی میگزیدند. مانند ابرهای باران زا میچرخیدند و باعث ریزش باران میشدند.این نماد آن قدر با فرهنگ چینی ادغام شده که آن را از اجداد چینیها میدانند.
در ژاپن یکی از امپراطوران اعلام کرد که نسبش به اژدهای قدرتمند باز میگردد که این مسئله موجب ظاهر شدن این نماد بر لباسهای امپراطوری شد که نشانهی قدرت محافظه گرایانهی اژدها و قدرت پایدار امپراطوری بود.
بعضی از اژدها ها نگهبان گنج و برخی دارای ماموریتهای خاص هستند. گاهی مرواریدهای آگاهی به دست داشتند و یا جواهرات جادویی دیگر که قدرتهای عظیم به صاحبانشان اعطا میکردند.
در فرهنگهای چین و ژاپن داستانهایی افسانهای وجود دارد که برخی موجودات طی مراحلی خاص در پایان سفر به اژدها تبدیل میشوند.
بارکد:
سیستمی از کنترل و مدیریت قیمت است که توسط اسکنر چشمی و با خواندن خطوط عمودی روی کالا انجام میشود.
اولین بار در سال 1950 جهت افزایش کارآیی صنعتی و بازدهی کارگران مورد استفاده قرار گرفت.
استفادهی آن در تاتو استعاری است به این معنی که ممکن است خودمان در آینده تبدیل به محصول شویم.
این نماد نوعی اعتراض است به دنیایی که همه در آن یک جور لباس میپوشند . به یک موسیقی گوش میکنند ویک نوع محصول استفاده میکنند.اعتراضیهای است به فرهنگ کثرت و اشاعه به وحدت وجودی
بسیاری از خوانندگان پانک این تاتو را به عنوان سمبلی از آنارشیست بر روی بدن خود دارند.
ببر:
یک سمبل غالب در آسیا به خصوص هند، تایلند، اندونزی، مالزی، چین و ژاپن است. ببر نماد قدرت، بی باکی، احساس، زیبایی و خشم
است.
در آسیا سمبلی است از قدرت پادشاهان.
کره ایها ببر را پادشاه حیوانات میدانند.
در هندوئیسم ، خداوند شیوا، در حالت ویرانگرش پوست ببر بر تن کرده و بر پشت ببری سوار است.
در چین به عنوان طلسم برای فرار دادن پلیدیها به کار میرود.
ببرهای سنگی نگهبانان رایج منازل و ساختمان ها هستند.
در زمان سلطنت چااوها نمادی از ببر داخل اتاق مادران آویخته میشد تا نگهبان کودک درون رحم باشد.
در بعضی نواحی بر این باورند که ببرها در نفش موجودی الهی با حمله به گناهکاران آنها را مجازات می کنند.
برخی فرهنگهای آسیایی داستانهایی از افراد ببرنما دارند.
در افسانهها تبتیها را از نسل ببرها دانستهاند. آنها به دختران، پسران کوچک و عروس و دامادها نمادهایی از ببر هدیه میدادند.
پرنده:

استعارههای قوی هستند از حالات ما و مراحل زندگیمان.
سنبل احساسات گستردهی بشراست.
هر کشور و فرهنگی برای خود داستانهایی دارد که پرندکان در آن نقش اساسی ایفا میکنند.
کبوتر سمبل فداکاری و اولوهیت است. جوجه خروس سمبل انسان شیفته است.
خروس نماد غرور فرانسه است.غاز تنها یک بار در زندگی جفتگیری میکند و سمبلی از ازدواج است.
طوطی کوچک مکزیکی خیلی احساساتی است و به صاحبش وابستگی شدید پیدا میکند به همین دلیل نام پرندهی عشق را بر آن گذاشتهاند.
نوکها و پر و بال پرندگان سمبلهایی هستند که داستان سفر بشر از لحظهی تولد تا زمانی که روحش بدن را ترک می کند و به ماورا میرود را نشان میدهند.
پرنده در برخی اقوام نشانهی کشورگشاییهای موفق است.
بعضی پرندگان به عنوان سمبل هوش هستند.
در انجیل به نزاکت خروس اشاره شده زیرا به رزندانش قبل از خود غذا می دهد.
ماهیخوار پرنده ی خوشبختی است.
ظاهر شدن گنجشک در بهار امید را القا میکند و دریا نوردان با دیدن آن متوجه میشوند که به خشکی نزدیک شدهاند.این پرنده بیشتر مورد پسند خانمها است.
کبوتر در آفریقا نماد دختر جوان است.
به جز پنگوئن و شترمرغ اولین مشخصهی پرندگان پرواز است و طی قرنها پرواز سنبل سفر روح به دنیای دیگر بوده است و پرندهی در حال پرواز نشانگر سفر روح و شفافیت و امیدواری است.
خرس:
در فرهنگ اروپا.آمریکای شمالی و اسطوره های آسیایی به کار می رود که نه به علت تنوع آنها بلکه به دلیل شخصیت منحصر به فرد آنهاست.
محدوده های اکولوژی آنها مانند
انسانهاست . هنگامی که انسان ها از غار ها برای پناهگاه استفاده می کردند مجذوب شباهت های خود با این حیوان شدند.
انسان ها احترام خاص به قدرت خرس.خشم او و شکارگریش قائلند.
غریزه حفاظت خرس ماده از توله هایش به عنوان ارزشی قابل تحسین بود.
در شمنیسم خرس سمبلی معنوی است و دیدن آن را در خواب نشان دهنده ی راه معنوی می دانستند.
دندان و چنگال های این حیوان بر انگیزاننده ی قدرت خرس در فرد است.
باستانیان بر این عقیده بودند که خرس طی خواب زمستانی آگاهی کسب میکند . شمنیسم از آن به عنوان بیدار کننده ی قدرت ناخودآگاهی یاد می کند.
برای سلتیها جنگجویی بزرگ محسوب می شد و سمبلی از دریات های غیبی، قدرت، تنهایی و توجه به جنبههای علمی زندگی است.
برخی معتقد بودند زبان بش را میفهمد.
در اسطوره های کره ی شمالی آمده که خرس می تواند آرزوی انسانی را که صد روز در معرض تابش نور آفتاب قرار نگرفته باشد،برآورده کند.
دلفین:
ریشهی آن به تفاهم دیرینهی ما و دلفینها باز می گردد! هر چه بیشتر با آنها آشنا میشویم بیشتر برایمان واضح می گردد که انرژی الهیای در آنها هست که آنها را از سایر حیوانات متمایز میکند. مردان گذشته شیفتهی هوش دلفینها و قدرت آنها در جمع کردن ماهیها در یکجا برای شکار راحت تر شده بودند. در یونان و روم ملوانها آن را به عنوان سمبلی از حفاظ الهی و هدایت میشناختند که بدون شک به علت عادت دلفین ها در گردش به دور کشتیها است!تصور میشود که دلفینها ملوانهای گم شده در دریا را به خانههایشان هدایت میکنند و ملوانهایی که داخل آب میافتند را به خشکی میرسانند. در یونان کشتن دلفین معادل کشتن انسان بود و تاوان مرگ داشت زیرا دلفینها را پیام آوران خدا میدانستند. سومریان آن را منسوب به خدای دریا و سلتیها آن را منسوب به قدرت شفاگری آب میدانستند. بعضی از قبایل در استرالیا خود را منسوب به دلفینها میدانند و آنها را نگهبانان معنوی به حساب میآورند. در اروپا از آن بر روی سلاحهای جنگی به عنوان سمبلی از نجات و عشق استفاده شده است. مدتهاست بر این باورند که دلفین ها رابطهی انسانها و دنیای زیر دریا هستند.
سیم خاردار:

یکی از مشهور ترین طرحهای موجود که به علت کلاسیک بودن آن مورد پسند همه ی قشر هاست.
به جهت دارا بودن خطوط ساده و فرم خاص خود قابلیت ادغام با بسیاری از طرحها را دارا میباشد.
گاهی اوقات نیز به شکل دستبند یا پابند مورد استفاده قرار میگیرد.
خیلیها دوست دارند به عنوان اولین طرح تاتوی خود از آن استفاده کنند.
عقاب:
یک سمبل باستانی است که عموما توسط مرد ها مورد استفاده قرار می گیرد.
نفوذ این رح در تاتوی آوریکایی غیر قابل انکار است.
در بسیاری از تاتوهای نظامی و وطن پرستانه از نقش عقاب استفاده می شود.
یونانیان و پارسیان آن را همانند خورشید مقدس می شمردند.
توانایی پرواز و فرود عقاب بر فراز کوهستان ها او را نمادی از آزادی و رهایی روح ساخته است.
در افسانه ها عقاب خدای خورشید و سمبلی از نور . قدرت است.
این نماد همراه با عناصر آتش و آب سمبلی از قدرت معنوی و شجاعت است و در کنار مار سمبلی از کشمکش.
همان طور که شیر پادشاه زمین است عقاب حکمران آسمان هاست.
پادشاهان مدت های مدید به عنوان سمبل قدرت بر روی سلاح های خود از آن استفاده می کردند. هر چند آنها این خصوصیت بارز عفاب را که تنها یک بار در طول عمرش جفت گیری می کند را نادیده می گرفتند.
در فرهنگ آمریکا یی نهوه باور بر این بود که دعاها بر روی بال های عقاب به سوی خدای خورشید حمل می شود.
در روابط زناشویی زنان به عنوان سمبلی از غرور و دوستی یک پر عقاب به همسرانشان هدیه می دهند.
در جنگهای اخیر اروپایی عقاب سمبل بی باکی نازیهای آلمان بود.
فرشته:

سمبلی مذهبی است به شکل یک مرد با بال که وظیفه اش انتقال کلام خدا به بشر است.
نشاندهندهی اراده ی الهی و پیامآور خداست و واسطهای بین دنیای مادی و معنوی است.
این نماد در عقاید اسلامی، یهودی و مسیحی به گونههای مختلف وجود دارد . ریشهی آن یونانی است به معنای پیامآور!
در انجیل مسیحیان نه تنها به عنوان پیامآور بلکه به عنوان حافظ و یا مجازاتکننده آورده شده که ارادهی خدا را پیاده میکند.
شمشیر و شیپور از جمله اشکالی هستند که با فرشته همراه میشوند.
در زمان رنسانس فرشتگانی با صورت های پسر بچه ظاهر شد.
به عنوان طرح تاتو سمبلی از فداکاری،معنویت،اعتقاد و رابطه با خداست.
قلب:
سنبل جهانی مونث که عموما جهت ابراز عشق به کار میرود.
طرحی کلاسیک است به شکل یک مثلث معکوس.
نزدیک به صد سال است که این طرح متداول شده .
در جنگ جهانی برای اولین بار از قلب هایی که خاری به دور آنها پیچیده شده بود استفاده شد که یادآور این باشد که سربازان برای کسی می جنگند که دوستش دارندو از آنها دور است.
قلب ثیر خورده سنبلی از انرژی هدایت شده است و نفوذ را القا می کند و نشان دهندهی نیش ناخوشایند عشق است.
ستاره و قلب سنبلی از خوشحالیو موقعیتهای مطلوب است.
استفاده از پرچم کشورها به شکل قلب نشان دهندهی عشق به میهن است.
قلب طلایی نمادی است از خود آگاهی و اینکه تو با همه هستی یکی هستی.
قلب سیاه نشان دهندهی غم و تاریکیهای روح است.
در سال 1997 قلب سفید به عنوان سنبل جهانی پرستاری انتخاب شد .
گاومیش:
سمبلی از قدرت،بارداری،هجوم و پادشاهی است.
علت اصلی شایع بودن آن وجود همیشگی بره ها در تاریخ زندگی انسان بوده است.
زمانی که انسان ها از جامعهی شکارگر
به کشاورز محور تبدیل شدند به برهها رو آوردند. این بره ها منبع مهم جهت تامین شیر و گوشت بودند.
در دنیای افسانه گاومیش سمبلی از موجود مقدس و در سمبولیک موجودی وابسته به ماه است.شاخ های گاومیش که به شکل ماه است موجب شده از آن در جهت ابقای ماه استفاده شود.
قدرت بارداری و نقش آن به عنوان پدر گله موجب شده که به عنوان خداوند خورشید مذکر شناخته شود.
گاومیش پادشاه مزرعه و نمادی از قدرت است.
شیر.خورشید و گاومیش سمبلهای مشهوری از زندگی و معاد هستند.
این حیوان در کنار خورشید سمبلی از بهشت و آتش است.
در فرهنگهای کهن بر این باور بودند که با قربانی کردن این حیوان به حاصلخیزی زمین کمک میکنند.
در کرت رقاصاناز روی شاخ گاومیشها میپریدند که نشاندهندهی برتری انسان بر حیوانات بود.
در اکثر فرهنگها گاومیش سیاه سمبل مرگ بوده است.
فریاد گاومیش، نفسهای بادسان او،صدای سمهایش و طبیعت وحشی او باعث شده او را به رعد و برق و باد و اقیانوس تشبیه کنند.
لنگر:

اين سمبل حدود ۲۰۰ سال است كه متداول شده و تركيبى است از
مدرن و سمبلهاى باستانى كه به سال هايى قبل باز ميگردد. تاتوی غربی
اين نماد به دريا نوردان منصوب شده و پر طرفدار ترين طرح نزدِ آنهاست.
بسيار اى از دريا نوار دان پس از عبور از اتلانتیک يك لنگر بر روى خود تاتوميكنند.
این طرح قالبا با طرحهای دیگر ادغام می شود و برای نظامیان پایه ی بسیاری از طرح هاست.
پری دریایی و کشتی متداولترین طرحهایی هستند که در کنار این نماد بهکار میروند.
ریشهی این طرح مانند طرح ماهی به کلیسای مسیحیت باز می گردد.
از کشتی و لنگر در تاریخ به عنوان نگهبانان باد یاد شده است.
پروانه:
به معنای نیروی زنانه در تاتو استفاده می شود و طرحی کاملا زنانه است. به علت عمر کوتاهش در باستان آن را سمبلی از گذرایی میدانستند. پرواز پروانه از گلی به گل دیگر
در پی شهد و زیبایی فیزیکیاش آن را همسان با جنبه های مصنوعی و غیر پایدار روح آدمی کرده است. از دید یونانیان با بیرون آمدن هر پروانه از پیله یک روح بشر نیز دمیده میشد. پروانه به عنوان سمبلی از تبدیل و زایش است. به اعتقاد باستانیان روح توسط پروانهها از زمین به بهشت منتقل میشد. آگوستیس، امپراطور روم آن را به عنوان سمبل شخصیاش برگزید. در ژاپن به علت آمادگی پروانه برای پرواز پس از صرف زمان طولانی در پیله و گشایش بالهای تازهاش از آن به عنوان سمبلی از دختران جوان به نشانهی زیبایی و وقار و پذیرش تغییر به عنوان امری شادیآور و نه تراژدیک یاد میشود. در چین به عنوان سمبلی از همسریابی است.
|